X

جدیدترین اخبار و اطلاعات حوزه معماری و شهرسازی

فهرست
۱
بهمن ۱۳۹۵
ایمیل به دیگران

name

ساختمان پلاسکو – تهران

متاسفانه صبح دیروز ساختمان پلاسکو واقع در چهارراه استانبول تهران دچار حریق شد و در حالی که آتشنشانان مشغول اطفای حریق بودند، ناگهان فرو ریخت و تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند . تحریریه گزارش معمار ضمن تسلیت به خانواده های این عزیزان . گزارشی از تاریخچه این مجتمع تجاری تهیه کرده است که در […]

  • نام پروژه ساختمان پلاسکو
  • مکان پروژه تهران
  • کارفرما حبیب‌الله اِلقانیان
  • سال ساخت 1341
  • سبک پروژه مدرن
  • کاربری تجاری

متاسفانه صبح دیروز ساختمان پلاسکو واقع در چهارراه استانبول تهران دچار حریق شد و در حالی که آتشنشانان مشغول اطفای حریق بودند، ناگهان فرو ریخت و تعداد زیادی از آنها به شهادت رسیدند . تحریریه گزارش معمار ضمن تسلیت به خانواده های این عزیزان . گزارشی از تاریخچه این مجتمع تجاری تهیه کرده است که در ادامه به آن می پردازیم.

 

460718_848
از ساختمان پلاسکو، به‌عنوان اولین ساختمان مرتفع و مدرن ایران یاد می‌شد. از عمر این ساختمان ۵۴ سال می گذشت و همواره یکی از نمادهای مدرنیته ایران به شمار می رفت. هر سال عید در طبقه اول این پاساژ که هفت حوض داشت، هفت سین چیده می‌شد که برای همیشه این خاطره در آتش سوخت.

سازنده نخستین ساختمان بلندمرتبه ایران و تهران ۱۳۳۰ – ۱۳۲۸، واقع در ابتدای خیابان باغ سپهسالار قدیم هوشنگ خان‌ شقاقی است. ساختمان پلاسکو، بعد از آن، در ۱۶ طبقه به عنوان بلندترین آسمان خراش خاورمیانه در زمان خود با طراحی مهندسان معمار کلیمی و ثروت القانیان در چهارراه استانبول ساخته شد. این آسمان‌خراش تمام فولادی و حتی نمای بیرونی آن کلاف کشی و با فولاد بسته شده است که با این شیوه ساخت استوار، عمر مفید آن را ۲۰۰ سال تخمین می زدند.

photo_2017-01-19_12-37-07-819x1024

تاریخچه

ساختمان پلاسکو توسط حبیب‌الله القانیان، رئیس انجمن کلیمیان تهران و مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک‌سازی ایران، ساخته‌شد.گفته می‌شد که آیت‌الله طالقانی در مخالفت با ساخته‌شدن بلندترین ساختمان تهران توسط یهودیان ایرانی، ابراز مخالفت و نارضایتی کرده‌بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ، ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیم که آن‌ هم متعلق به حبیب‌الله القانیان بود، به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شدند.

460719_618

از پیچ خیابان حافظ که به سمت جمهوری می‌پیچید، تنها برجی که تا انتهای خیابان توی چشم می‌زند همین است،‌ برج پانزده طبقه بتنی،‌ یادگار دوران نیمه‌تمام نوسازی دهه چهل ایران بود.

ساختمان پلاسکو،‌ کمی پایین‌تر از چهارراهی است که به آن استانبول می‌گویند؛ منطقه‌ای که در دهه‌های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش‌گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه‌ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت،‌ با سرمایه حبیب‌الله القانیان ساخته شد.

وجه تسمیه ساختمان پلاسکو این است که آقای القانیان اصلا مالک کارخانه پلاسکو بود که از جمله مصنوعاتش ظرف‌های ملامین و پلاستیک بوده است. تکمیل ساختمان از سال ۳۹ تا ۴۱ طول کشید و وقتی که سر برآورد،‌ در تمام تهرانی که آن روزها حدود دو میلیون نفر جمعیت داشت دیده می‌شد.

 

460707_452

بازار شیک و مدرنی که ۲۹ هزار متر مربع زیربنا داشت،‌ با یک طبقه زیر زمین که حوض و صندلی‌هایی برای نشستن و وقت‌گذرانی در آنها قرار گرفته بود، ‌جای مناسبی برای خرید کردن بود و با بقیه مغازه‌ها و بازارهای سنتی فرق داشت؛ یکی از اولین تجربه‌های ایرانی‌ها از «مرکز خرید» مدرن.

آقای البرزپور از مغازه‌دارهای قدیمی این بازار است. او می‌گوید از همان سال ۴۱ کارش را اول در طبقه دوم شروع کرده است؛ زمانی که تنها بیست و چند سال داشت: «وقتی این بازار راه افتاد،‌ سال‌های اول فقط سرقفلی طبقه منهای یک و همکف فروخته شده بود. شاید ۶۰ درصد کسانی که به این ساختمان آمدند قدیمی‌ها و استخوان‌دارهای بازاری بودند، اما آن ۴۰ درصد دیگر، جوان بودند و کاسبی‌شان را اینجا راه انداختند.»

این فروشنده قدیمی ادامه می‌دهد: «اوایل ساختمان این‌طور نبود، در طبقه اول،‌ همین مغازه‌ای که ما الان در آن هستیم و از باقی واحدهای تجاری اینجا بزرگ‌تر است،‌ به همراه بیشتر واحدهای تجاری طبقه اول متعلق به سینمادارها بود و کسانی که فیلم پخش می‌کردند. دفتر تهیه‌کننده فیلم گنج قارون همین واحدی بود که الان دست من است. بعد، کم‌کم تمام مجتمع را تولیدکننده‌ها و فروشنده‌های پوشاک گرفتند.»

460706_786

پیدا کردن کسی که آن زمان‌ها در اینجا کار کرده باشد،‌ آن‌قدرها راحت نیست. الان بیشتر مغازه‌ها مرکز پخش هستند و کمتر تولیدی لباسی از سال‌های دور در برج باقی مانده است،‌ اما اطراف خیابان منوچهری،‌ کمی بالاتر از برج پلاسکو،‌ در یکی از سمساری‌های پرت افتاده یکی از کارگرهایی را که در دهه پنجاه در یک تولیدی برج پلاسکو کار می‌کرد، پیدا کردم که از خاطره آن روزها هنوز به خوبی یاد می‌کند: «من کارگر یکی از این تولیدی‌ها بودم،‌ با ماشین‌های برش ژاپنی پارچه‌ها را می‌بریدند،‌ و کارگرها دوزندگی می‌کردند. آن موقع مزد کارگر ساده روزی ۱۲ تومان بود ولی به من هفته‌ای ۱۵۰ تومان پول می‌دانند؛ آن هم وقتی که بلیت امجدیه ۲ تومان بود و با ۳ تومان می‌شد یک غذای خوب در یکی از رستوران‌های خوب این اطراف خورد، یا حتی در رستوران خود برج.»

طبقه آخر ساختمان پلاسکو تا همین چند سال پیش،‌ یک رستوران سلف‌سرویس بوده است؛ جایی که از آن یک راه‌پله به پشت‌بام می‌رفت. می‌گویند در همین برج چند نفری از این راه خودکشی کرده‌اند.

آقای البرزپور هنوز این خاطره‌ها را به یاد دارد: «در آن سال‌های خیلی دور،‌ سه – چهار نفر در این برج خودکشی کردند. یک نفر خودش را از پنجره یکی از طبقه‌ها به پارکینگ پشتی انداخت،‌ دو نفر خودشان را از همین کریدورها به طبقه منهای یک پرت کردند و کنار حوض مُردند،‌ یک نفر هم از راه‌پله کنار رستوران خودش را به پشت‌بام رساند و به پیاده‌رو پرید.»

امروز بعد از پنجاه و چند سال، اثری از خانواده القانیان در اداره ساختمان پلاسکو نیست. کاسب‌ های قدیمی پلاسکو می‌گویند آقای القانیان کمی قبل از انقلاب،‌ برج را به کسی دیگری به نام آقای پرویزیان واگذار کرده بود. اندکی بعد از انقلاب اما ملک به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد،‌ حالا هم مالکیت تک‌تک واحدها به صورت خصوصی متعلق به سرقفلی‌داران و کاسب‌هاست و اجاره واحدهای تجاری به مالک برج پرداخت می‌شود؛ اجتماع بوتیک‌های گران‌قیمت لباس‌های مردانه، عمده‌فروشان و تولیدکننده‌های پیراهن و شلوار مردانه و البته نام‌های بزرگ تجاری.

طبقه منهای یک هنوز هم همان حوض‌های بزرگ آبی را دارد، کف آن هم پر از ته سیگار و ته چک و کاغذ یادداشت است،‌ با فواره‌هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می‌رسد. بازار پلاسکو، نه شلوغی خیابان‌هایی که تبدیل به پاساژ شده‌اند را دارد و نه صدای همهمه و هوای گرفته. به لطف سقف بسیار بلند مجتمع و طراحی دایره‌وارش گردش و دیدن ویترین بوتیک‌ها بسیار آسان است. در راهروها هم صندلی‌هایی برای نشستن وجود دارد که فضای تجاری را انسانی می‌کند.

طبقه‌های پایین بیشتر خرده‌فروش هستند. تعداد آدم‌هایی که هم در راهروها دیده می‌شوند، بیشتر است. مردان جوان،‌ زوج‌ها و خانواده‌هایی که برای خرید آمده‌اند. قیمت سرقفلی این مغازه‌ها تا ۴٫۵ میلیارد تومان می‌رسد. دو طبقه بالا اما ویترین‌ها کم‌اهمیت‌تر می‌شوند و سرقفلی یک مغازه ۳۰ متری تا ۳ میلیارد تومان بالا می‌رود. روی شیشه اغلب مغازه‌ها نوشته‌اند «تک‌فروشی نداریم». در راهروها هم کارتن‌های بزرگ جلوی دید را گرفته‌اند. می‌گویند بسته‌هایی است که برای فرستادن اجناس به شهرهای دیگر از آن استفاده می‌شود.

با اینکه ساختمان پلاسکو ساختمانی است که استانداردهای بازار سنتی در ایران دهه ۴۰ را تغییر داد،‌ اما بازارهای کاربردی ایرانی را نیز در خودش قبول کرد. می‌گویند بخش عمده حمل و نقل بار حتی در پنج طبقه اول که بیشتر خریداران عادی در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند با چرخ انجام می‌شود. یادگاری‌های بازار تهران را می‌شود در همه طبقه‌های پلاسکو دید.

مالک ساختمان

حبیب‌الله اِلقانیان معروف به حاج حبیب القانیان (۱۲۸۸-۱۳۵۸) رئیس انجمن کلیمیان تهران و سرمایه‌دار بزرگ یهودی ایرانی بود.

القانیان یکی از نخستین غیر نظامیان و نخستین یهودی اعدامی پس از انقلاب بود. وی در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ در تهران بازداشت شد و در بهار ۱۳۵۸ در زندان قصر، توسط صادق خلخالی اعدام شد.

220px-HabibElghanian

هوشنگ خانشقاقی (۱۲۹۹ تهران – ۱۳۸۵ تهران) طراح و سازنده نخستین برج و بنای بلند مرتبه ایران می‌باشد. وی تا قبل از این که به علت بیماری شدید زمین گیر شود سالها به صنعت راه و ساختمان کشور خدمت کرد.

هوشنگ خانشقاقی اگرچه فرزند یک نظامی (حصن الدوله خانشقاقی) و یکی از شاگردان مستقیم کمال الملک (شوکت الملوک خانشقاقی) است، اما نسبت اصلی خود را که خلاقیت و خستگی ناپذیری است، از پدربزرگ خود میرزا مهدی خان شقاقی (ممتحن الدوله) به ارث می‌برد که نخستین معمار دانش آموخته ایران در پاریس و طراح ساختمان‌های مهمی چون مجلس شورای ملی، مسجد سپهسالار (مطهری)، قصر فیروزه، پارک اتابک و… در عهد ناصری بوده‌است.

یک چنین میراث بزرگی هم هست که بالاخره او را وامی دارد که با وجود اصرار پدر بر نظامی شدن، راه پدربزرگ را در پیش بگیرد و در سال ۱۳۱۷ جذب دانشکده فنی و در سال ۱۳۲۲ در رشته راه و ساختمان فارغ التحصیل شود. او در این دانشکده که تنها ۴ سال از تأسیس آن می‌گذشت، تحت تعلیم مهندسان و استادان وقت آن زمان قرار می‌گیرد و آماده می‌شود تا به دانشگاه دیگری قدم بگذارد که خود بنیانگذار آن به شمار می‌رود. در این دانشگاه دیگر نه استادی هست و نه راهنمایی و نه همکلاسی ای که او را همراهی کند. تنها راهنمای او دیده‌ها و دریافت‌ها و کتاب‌هایی است که در کتابخانه دانشکده فنی می‌بیند و می‌یابد و می‌خواند.

در دورانی که مهندس خانشقاقی از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شود تمام پروژه‌های عمرانی کشور در دست مهندسان خارجی بود اما این حضور فراگیر خارجی‌ها در ساخت و ساز معاصر ایران و این نقص‌های فنی و کمبود وسایل در دست مهندسان ایرانی که یک لحظه ذهن خلاق و جست وجوگر خانشقاقی را راحت نمی‌گذاشت و عشق به وطن و نفرت از حضور بی واسطه بیگانگان او را به تلاش مضاعفی وا می‌دارد که برخی به نتیجه می‌رسد و برخی در پیچ و خم بروکراسی وابسته آن دوران ناکام می‌ماند. شاید به همین انگیزه هم بوده که چند سال بعد و بعد از بازدید از یک ساختمان بلندمرتبه پاریس (یک هتل) و پیش از آن که اجازه دهد این افتخار نصیب بیگانگان شود، به فکر ساخت یک برج در تهران و در شرق میدان مخبرالدوله می‌افتد.

این ساختمان ۱۰ طبقه که هیچ نوع و نمونه و نظیری تا آن زمان در ایران نداشت و بعدها از بالا و بلندا و بام آن می‌شد دومین برج تهران و ساختمان پلاسکو را دید که در سال ۱۳۲۸ آغاز می‌گردد و بدون آن که موجب ریزش ساختمان‌های خشتی و گلی و کناری شود، با یک سری ابتکارات و فناوری‌های ناموجود در ایران با بتن آرمه یکپارچه در سال ۱۳۳۰ به منصه ظهور می‌رسد. این ساختمان نیاز به اسانسور نیز داشت ولی با توجه به قیمت‌های بالای شرکتهای خارجی مهندس خانشقاقی تصمیم به ساخت آسانسور می‌گیرد. ساختن آسانسور مسلما ساده نبوده‌است اما مهندس به کمک اشیای رده خارج مانده از جنگ جهانی دوم و تبدیل جعبه دنده‌های مختلف موفق به ساخت آسانسور می‌شود و در نهایت آسانسور را راه اندازی می‌کند.

بدین ترتیب مهندس خانشقاقی توانایی فنی بالایی به دست می‌آورد که جدای از دانش مهندسی ساختمان و مجسمه سازی و نقاشی‌هایش باید به بررسی آن پرداخت. ساخت هواپیمای بدون موتور، طرح هلیکوپتری که بتواند بدون آسیب رساندن به مردم در خیابان بنشیند، ساخت و استفاده از ماشین شمع کوبی در طرح بندر امام و طراحی و ساخت ادوات و امکانات دیگری که می‌توانست در زمان خود و به عنوان نوع و نمونه ایرانی آن به بهره برداری وسیع برسد، همه از افتخارات کوچک و بزرگی است که این مهندس و معمار ایرانی در سال‌های دور این سرزمین پی می‌گیرد و به انجام می‌رساند. چیزی که به اعتقاد همسرش فاطمه غفاری حاصل یک عمر ابتکار و پشتکار و شجاعت مهندس خانشقاقی بوده‌است.

ساختمان پلاسکو  سرانجام  همانند ساختمانهای مدرن سبک شیکاگو در آتش سوخت و از بین رفت . ظاهرا بناهای دوران اولیه مدرنیته همگی محکوم به نابودی هستند و سرنوشت مشابهی در انتظار آنهاست.

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام : https://www.instagram.com/archcal

کانال تلگرام : https://telegram.me/archreport_ir

اپلیکیشن تقویم معماری :  https://cafebazaar.ir/app/com.archreport.cal

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

  • اینستاگرام
  • تلگرام
  • نرم افزار اندروید

سایر پروژه ها